اين ديوانگي است...
که از همه ي گلهاي رز به خاطر اينکه خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم.
که همه ي روياهاي خود را تنها به خاطر اينکه يکي از آنها به حقيقت نپيوسته رها کنيم
اين ديوانگي است...
که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم به خاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شدهايم
که از تلاش و کوشش دست بکشيم به خاطر اينکه يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است.
اين ديوانگي است...
که همه دستهايي را که براي دوستي به سوي ما دراز ميشوند به خاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم
که هيچ عشقي را باور نکنيم به خاطر اينکه در يکي از آنها به ما خيانت شده است.
اين ديوانگي است...
که همه شانس ها را لگد مال کنيم به خاطر اينکه در يکي از تلاشهايمان ناکام مانده ايم.
به اميد اينکه در مسير خود هرگز دچار اين ديوانگي ها نشويم
و به ياد داشته باشيم که شانس هاي ديگري هم هستند...
عشق هاي ديگري هم هستند...
دوستي هاي ديگري هم هستند ..
نيروهاي ديگري هم هستند...تنها بايد قوي و پراستقامت باشيم و هر روز در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش بمانيم.
سايه ي دوست روي قلب يه عاشق()